آدرس وبلاگ فيلتر شده ي من:www.alitroleum.blogfa.com
(دیوار)
نگاهم رابه دیواری پرزنفرت وخون گشوده ام
دیواری که تکیه گاه بود
نه سنگرگاه
تکیه گاه بود برای پاشیدن خون یاران
نه آرامگاه
دیواری با تجربه ای فزون تر ز امثال من
نگران به دیدن دوباره ی افرادی همچو من
دیوار نیز خسته بود
زیرا که در رگه های بی عبورش،لخته های خون ریشه کرده بود
دیوار همواره دیده بود
گلهای سرخی که بر اندامش پرپرمی شدند
اما دیوار
همچنان سرپا بود
تا این انسان ستیزان،انسان را بر روی آن به سخره گیرند
تا طلوع دوباره ی آفتاب را بر چشمشان بگیرند
و دیوار همچنان نگران و نالان بود
آرزو می داشت
دیوار کاه گل مزرعه ای بود
نه دیوار سخت و هولناک قتلگاه
آرزو داشت و فریاد می کرد
که هرگز دیواری نبود
آه ،،دیوار نیز از دیدن چهره ی سخت خود نالان بود
دیوار به آن سوی چهره ی تو در توی خود اندیشه کرد
و چاره ای ندید
چرا که گرگان بی شماری را بر برجک خود می دید و می دید
اما امید تازه ای در رگهایش جوشید
آری سپاه سرخ سینه چاک دیگری دید
سینه سرخان ،آوازه خوان می سرودند : برخیز ای داغ لعنت خورده
علی سالکی(27/12/85)
در آخرین روزهای سال 85 ،یاد و خاطره ی قربانیان راه آزادی سال 67 را زنده نگه می داریم و بر ره سرخ آنان استوار خواهیم ماند و بر آنان که این کشتار بی رحمانه را به راه انداختند می گوییم:
به سرخی هر ستاره اکنون
نشسته بر تن شب
نشان صبح سپید.
نگاهم رابه دیواری پرزنفرت وخون گشوده ام
دیواری که تکیه گاه بود
نه سنگرگاه
تکیه گاه بود برای پاشیدن خون یاران
نه آرامگاه
دیواری با تجربه ای فزون تر ز امثال من
نگران به دیدن دوباره ی افرادی همچو من
دیوار نیز خسته بود
زیرا که در رگه های بی عبورش،لخته های خون ریشه کرده بود
دیوار همواره دیده بود
گلهای سرخی که بر اندامش پرپرمی شدند
اما دیوار
همچنان سرپا بود
تا این انسان ستیزان،انسان را بر روی آن به سخره گیرند
تا طلوع دوباره ی آفتاب را بر چشمشان بگیرند
و دیوار همچنان نگران و نالان بود
آرزو می داشت
دیوار کاه گل مزرعه ای بود
نه دیوار سخت و هولناک قتلگاه
آرزو داشت و فریاد می کرد
که هرگز دیواری نبود
آه ،،دیوار نیز از دیدن چهره ی سخت خود نالان بود
دیوار به آن سوی چهره ی تو در توی خود اندیشه کرد
و چاره ای ندید
چرا که گرگان بی شماری را بر برجک خود می دید و می دید
اما امید تازه ای در رگهایش جوشید
آری سپاه سرخ سینه چاک دیگری دید
سینه سرخان ،آوازه خوان می سرودند : برخیز ای داغ لعنت خورده
علی سالکی(27/12/85)
در آخرین روزهای سال 85 ،یاد و خاطره ی قربانیان راه آزادی سال 67 را زنده نگه می داریم و بر ره سرخ آنان استوار خواهیم ماند و بر آنان که این کشتار بی رحمانه را به راه انداختند می گوییم:
به سرخی هر ستاره اکنون
نشسته بر تن شب
نشان صبح سپید.
3 comments:
با سلام و خسته نباشی
وب لاگ جدید مبارک باشد. دستت را بگرمی می فشارم و در ضمن نوروزت هم مبارک. علی فرمانده
salam refigh
linke shoma avaz shod
گزارش کمپین "کارگران ایران تنها نیستند در اطریش و تظاهرات فعالان جنبش کارگری مکزیک درمقابل سفارت ایران در حمایت از کارگران و معلمان ایران
http://kaargaran.blogspot.com
Post a Comment